بر همین اساس تلاش خواهم کرد سئوالاتی را نه با ادبیاتی پیچیده که با ادبیاتی ساده و با شیوهای تا حدودی پراکنده از کسانی که خود را اصولگرا میدانند طرح کنم تا بر اساس این جوابها برخی مسائل حداقل برای کسانی که «یاری» را دنبال میکنند روشن شود.
لازم به ذکر است مسائلی که مطرح میشود اکثرا حاصل برخی حشر و نشرها و مباحثات با دوستانی است که خود را اصولگرا میخوانند.
تا انتخابات نزدیک به 45روز دیگر بیشتر زمان باقی نیست و در این روزها هر چه جلوتر میرویم شاهد بداخلاقیها و بیطاقتیهای روزافزون هستیم؛ جناح اصولگرا و حامیان رئیس دولت نهم بعد از انصراف اخلاقی سیدمحمد خاتمی در شرایطی که پیروزی او بر رقیبش تقریبا بر همگان مسجل شده بود در کمایی چند هفتهای فرورفتند، چرا که بیش از شش ماه وقت خود را بر روی تخریب خاتمی گذاشته بودند، آنها اما امروز از کما درآمدهاند و همزمان و البته با غلظت کمتری، بعد از آنکه میرحسین موسوی و خاتمی دوستی و رفاقت و مهمتر از همه یکسان بودن تفکرات و دیدگاههایشان را تا حدود زیادی حداقل برای نخبگان روشن کردند تخریب و توهین به خاتمی و دولت اصلاحات را از سر گرفتهاند.
کافی است نگاهی به سخنرانیهای انتخاباتی آنها بیاندازید، توهین و تهمت به خاتمی و دولتش ورودیه بحث آنهاست و بعد از ورود است که موسوی را به سبب آنکه اصلاحطلبی خود را و یکسان بودن دیدگاههایش با خاتمی را عیان کرد به باد تهمت و افترا میگیرند.
تخریب و توهین به خاتمی برای برخی اصولگرایان نه تفریح که ثواب و تکلیف محسوب میشود و تخریب این «سید» را برگه عبور خود از پل صراط میدانند، چرا که در اذهان آنها مردی که امام راحل او را فرزند فاضل و باتقوای خود خواند، عنصری بیدین و ضد انقلاب است که «تکلیف» آنها این است که بر او و دولتش بتازند و این دشمنان نظام و اسلام را نابود و رسوا کنند، اما این سئوال مطرح میشود که این بزرگواران به این نکات به صورت تحقیقی دست یافتهاند یا به آنها تکلیف شده است که خاتمی را اینگونه تصور کنند؟
برای روشنتر شدن این سئوال به چند مسئله و سئوال اشاره میکنم.
یکی از مباحثی که همواره نیروهایی که خود را به ظاهر اصولگرا میخوانند همواره مطرح کردهاند این است که اصلاحات چیست؛ آیا به راستی تاکنون خاتمی به این سئوال پاسخی نداده است؟ آیا افرادی که این ایراد را مطرح میکنند تلاش کردهاند سخنان خاتمی را بدون تحریف بلکه آنگونهای که بیان شده است از سال 76 تا امروز و بدون پیشداوری بخوانند تا اصل، اصل اصلاحات را در این سخنان بیابند؟
مخالفان خاتمی او را به طرفداری از لیبرالیسم متهم میکنند، آیا سخنان و موضعگیریهای خاتمی را که بارها و بارها از این مکتب انتقاد کرده نخواندهاند و نشنیدهاند؟
او را سکولار میخوانند، آیا تاکیدات خاتمی در مورد «جمهوری اسلامی» را نخواندهاند و یا اینکه جمهوری اسلامی برای آنها واژهای نامانوس است و حکومت اسلامی را عین سیاست همراه با دیانت میدانند؟
خاتمی را بارها متهم به عبور از رهبری و همنوایی با آمریکا کردهاند، آیا نشنیدهاند و نخواندهاند که بارها و بارها خاتمی حتی به بزرگان نظام هم گفته که عبور کنندگان از رهبری و نظام ابتدا از او عبور کردهاند؟
او را در مقابل رهبری قرار میدهند اما آیا حداقل این سخنان آیت الله خامنهای در مورد خاتمی در آخرین دیدار هیات دولت اصلاحات با ایشان که گفتند«در طول هشت سالي که ما با ايشان بهطور مستمر و مداوم در ارتباط بوديم، رفاقت و صميميت ما با ايشان روزافزون بوده؛ خدا را شکر. الان پيوند عاطفي و محبتآميزي که بين بنده و آقاي خاتمي هست، از آنچه در هشت سال پيش بوده، بمراتب مستحکمتر است؛ و اين ناشي از خصوصياتي است که من در اين مدت در ايشان حس کردم. تدين و پايبندي و نجابت و روحيه نجيب ذاتي ايشان واقعاً جزو امتيازات و خصال برجسته در ايشان است. ايشان در اين مدت تلاش متراکمي انجام دادند؛ ما شاهد بوديم و ميديديم» نخواندهاند؟
کسانی که خاتمی را با افرادی که علیه اسلام سخن میگویند جمع میبندند و در دایره لغات آنها خاتمی با این افراد تعریف میشوند آیا تاکنون با خود اندیشهاند که بروز و ظهور برخی افراد در زمانی که دولت اصلاحات بر سر کار بود و متاسفانه از ارزشها و از اصول عبور کردند، از انقلاب و امام و رهبری عبور کردند آیا بدین معناست که خاتمی با آنها موافق بوده است؟ چون فردی در فضایی که دولت اصلاحات با تاسی از فرمایش و رویه امام راحل که معتقد بودند حتی مارکسیسیتها هم باید بتوانند اظهارنظر کنند، توانسته است عقیده خود را بیان کند که آن عقیده هم کاملا بر خلاف عقاید خاتمی بوده است آیا این فرد لزوما اصلاحطلب است؟ آیا این افراد الزاما از یاران خاتمی است؟
آیا کسانی که امروز در «مدیحهسراییها»ی خود به خاتمی و دولتش میتازند و او را ترسو و ضعیف در برابر غرب میخوانند و از تعلیق انتقاد میکنند و داعیه پیروی تام از رهبری را دارند فراموش نکردهاند که مسئله هستهای تماما با اطلاع و نظر رهبری به امروز رسیده است و رهبری هم بارها بر این نکته تاکید کردند؟
آیا این مدیحهسرایان در این سه سال و اندی احوالی از هموطنانی که خارج از کشور زندگی میکنند پرسیدهاند که اینگونه خاتمی را متهم میکنند که او عزت ایران را لکهدار کرد؟
آیا کسانی که هر روز و هر روز از بیتوجهی خاتمی و دولتش به اقتصاد و مردم سخن میگویند نگاهی به دستهایی کردهاند که برای گرفتن اندکی پول جلوی آنها دراز میشود کردهاند؟این دست نیاز و فقر نیست؟آیا این دستها در زمان خاتمی اینگونه دراز بود؟
آیا کسانی که از بیتوجهی خاتمی به مذهب و اسلام سخن میگویند نشانه و نماد پایبندی اعتقاد به اسلام و امام حسین(ع) را حضور به ظاهر سرزده همراه با دهها خبرنگار و تصویربردار در میان عزاداران میدانند و یا اینکه در خفا مومن بودن و ریا نکردن را؟
آیا نشانه اعتقاد به اسلام این است که مراجع تقلید هر از چندی از آنها متفالقول انتقاد کنند و آنها بیتوجه به مراجع باشند؟
آیا کسانی که از ترویج بیبند و باری در دولت اصلاحات سخن میگویند در این سه سال و اندی سری به کشورهای حاشیه خلیج فارس زدهاند تا دستاورد سیاستهای خود را ببیند؟ آیا آمارها در خصوص اعتیاد، تجاوز، خیانت، خودکشیها و همجنسبازی را اعلام کردهاند؟ آیا برخورد چکشی و چماقی با جوان جواب داد و آنها را علاقمند به نظام و انقلاب و اسلام کرد و یا تاثیر معکوس داشت؟ اگر معتقدند اینگونه نیست چرا سران اصولگرا در مجلس طرح شعار برخورد با گشت ارشاد از سوی اصلاحطلبان را دلیل اصلیشان برای رای ندادن به لایحه کاهش سن رای دهندگان از 18 به 15سال عنوان کردند و گفتند نوجوانها به کسانی رای میدهند که گشت ارشاد را جمع کند؟
کسانی که در این سالها همواره از جنب و جوش دانشجویان در زمان اصلاحات و روحیه نقد و پرسشگری آنها انتقاد میکردند و به این بهانه خاتمی را با باد انتقاد میگرفتند، آیا در این سه سال و اندی سری به دانشگاهها زدهاند که ببینند چه بر سر دانشجو آمده است؟ روحیه نقد و پرسشگری دانشجو در این دوران چه شد؟آیا در این سه سال و نیم بر سرمایهاجتماعی کشور و نظام افزوده شد یا اتفاقی دیگر افتاد؟
آیا کسانی که دم از مردم میزنند و معتقدند مردم از خاتمی و اصلاحطلبان رو گردان شدهاند خواستهاند و اجازه دادهاند که اصلاحطلبان و خاتمی صدای خود را به مردم برسانند؟ آیا به روزنامههای آنها اجازه فعالیت دادند؟آیا زمانی که خاتمی رئیس جمهوری بود صدا و سیما اینگونه کمر به خدمت به دولت او بسته بود و صدا و سیما رسانه انحصاری او شده بود؟
هزاران سئوال از این دست میتوان مطرح کرد اما هدف از سئوال اول این بود که شما نظر خود را بگوئید که اصولگرایان آیا تحقیقا با این شیوه از خاتمی و دولت اصلاحات انتقاد میکنند و یا تکلیفا و بدون آگاهی و دانش کافی، شش سئوال اساسی دیگر که در برخی از این سئوالات مطرح شده بدان اشاره شد را از اصولگرایان با همراهی شما خواهم پرسید.
*سخنگوی گروه یاری